دیدی نو، ورای آنچه که دیگران می بینند

فتوبلاگ مهدی توحیدی اصل

فیلم برداری سرعت بالا

  

 

تهران، شهرک اکباتان

فیلم برداری سرعت بالا 320 فریم بر ثانیه

-----------------------------------------

 

شعر گونه ای از مهدی موحدی

 

بپاس روییدن شقایق ها،

آنها را چیدیم و تقدیم آسمان کردیم!

درحالیکه آنها عیدی آسمان بودند به ما ..

در حالیکه جایشان همینجا روی زمین بود، نه بر سقف آسمان ..

رمز رویش، خاک است!

و من نمی فهمم که چرا ما از خاک حاصلخیز زیر پایمان تبری می جوییم

بازی های ما کودکانه

با شمشیر هایی که از ساقه شقایق ها ساخته ایم

در جنگ هایی مصنوعی

اما با کینه هایی واقعی ..

ما در حق گنجشک ها ظلم کرده ایم ..

در حق صدای نم نم باران ..

ما در حق صبح ظلم کرده ایم از بس که از شب نوشته ایم ... حتی خود من .. حتی همین چند خط

همه حرف آسمان این است؛ که من آبی هستم! مرا تماشا کنید ...

و همه حرف زمان این که؛

من صبح ها زیباتر از هر وقت دیگری هستم ..

و زمین می پرسد آیا پس از بارانم را دیده اید؟

و باز می پرسد آیا دیده اید و باز هم تسلیم این همه زیبایی نشده اید؟!

زمان از عجله ی ما تعجب می کند ..

زمین از کوچکی آپارتمان هایمان!

و آسمان از ارتفاع کم هواپیماهایمان!

شب و روز آسمان و زمین و زمان می گویند ..

ای فرزند آدم ..

تو را پایی دیگر بباید که سفر هفت آسمان کنی

و ادراکی دیگر، که صفای نم نم باران را دریابی

و من از تو می پرسم

زمین و آسمان و زمان، هنرمندند ..

و برای هنرمند چه والاتر از آنکه دیده شود ؟!

 

  
نویسنده : مهدی توحیدی اصل ; ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱٢
تگ ها :